تبليغاتX
بسته شد!

عصبی هستید...؟

 

حق دارید ...!

 

این صورت و این شما ...!

 

بزنید شاید از خواب بیدار شم ...!

 

این اتفاق ناخواسته بود...! شایدم نه خواست خودم بود ( خودم کردم )

من یه ماجرای تلخ ناگریزم یه کهکشونم ولی بی ستاره یه قهوه که هرچی شکر بریزی بازم همون تلخی ناب و داره...!

!یه اتفاق نصفه نیمه ام که یه هو  میون زندگی افتادم!

 

حتی اگر ازتون اینطوری جدا شم...بازم همین رفیق صمیمی من خواهید ماند...

به قول خودتون ...هیچی!


Come on

I’ve been thinking about it

give some serious thought

And I made up my mind

I have decided that I need a little more time to decide

Yeah

 In my prayers I ask God to keep you safe

And I’m trying to be really brave

Before the ocean breaks apart

Underneath me

Remember

To me you'll be forever sacred
I know that one day
We'll meet again

Never forget

To me you'll be forever sacred

The day was dark and full of pain

Doesn't count, far or near

im here
I'm staring at a broken door
There's nothing left here anymore
My room is cold
It's making me insane

I've been waiting here so long

 

+     ت  

سلام.

خدایی نمیدونم اصلا باید با چه رویی حرف بزنم.شب و تا صبح نتونستم بخوابم .میدونم.میدونم.میدونم. همه اینها  مقصر خودمم...خودم کردم.گفتی من گوش نکردم.اما من هیچوقت چیزی نخواستم ازت که نتونی انجام  بدی و نمی خوام.هیچ وقت نخواستم از این مرتبه ای که داری سو استفاده کنم و باز هم نمیخوام. کاریش نمیشه کرد.آره ناراحتم خیلی اصلا الن ناراحتی مال یه دقیقه امه...نمیدونم سهل انگاری عجیبی  بود.من شرایط و دونستم و ندونسته سنجیدم.من چیزی ازت نمیخوام.من بی عدالتی نمیخوام... فکرکن که من نیستم...فکرکن منو نمیشناسی.شرایطم و نمی دونی...اون از درسهای ترم قبل...این ازاین...دلم نمیخواست برگه ام و تحویل بدم...نمیدادم سنگین تر بود...تا اینجوری حیثیت آدم بره زیر نقطه  ی علامت سوال...؟جدی جدی خودم گور خودم و بیل زدم...

عدالت مثل رفاقت نیست!

آره عدالت در مقابل ...!(رفاقت)...فکر کن

...اه...چرا باید اینجوری شه ؟

بازم میگم ...فکرکن که من نیستم...فکرکن منو نمیشناسی.شرایطم و نمی دونی...

اینکه من که اول  و آخر این بازی بازنده میدون ام رو گذاشته بودم به کنار.

خیلی خوندم همه درسهارو.همشونو تااین ترم گند دیگه ای بالا نیاد.چرا افتادم تو حول محور بد شانسی نمیدونم.!جدی میگم...خوندم...واقعا خوندم.اینبار دیگه مادر نمیگه نخوندی.جلو خودش خوندم.سی ویب سیستم اینارو نمی فهمید اما میومدم  بهش میگفتم هی میگفتم تا خودم بفهمم.فهمیدم.سه شد همه چی...!من اینو نمیخواستم.من واسه این تلاش نکردم.

دیگه از این گند تر و بدتر تو عمرم ندیده بودم. 

میدونی  كافه‌چي بودن تقدير همه‌ي ماست...! اما  کافمونو بستن...خیلی وقته!

اشکم بند نمیاد.به خدا نمیدونم چرا اینجوری شد.قرار من با خودم این نبود اصلا...!

نمیدونم تموم شد یا نه ...!نمیدونم آخرشم یا نه...!

حتی اگه پروژه هاموهم بیارم.فکر نکنم سودی داشته باشه...!

ای کاش تصحیح نمیکردید........!تا حالا ۰ نگرفته بودم!

...ببخشید!نمیخواستم...به خدا نمی خواستم...!

واسه خودم متاسفم...

 

+     ت   | 

اصلا ...نمیدونم چی شده؟

وااای...خیلی بد بوود...ایکاش میمردم تو راه نمیرفتم امتحان بدم...

اصلا نمیدادم بهتراز ارائه این برگه بود..

توی عمرم اینقدر دیوانه نشده بودم این قدر دکتر نشده بودم...

نشستم تمام مبحث فایل و پروژه رو خوندم ( تقصیر خودم نبود این بچه های ترم بالایی گفتن بیشتر از پروژه میده)مام نشستیم فقط بست پروژه آخری ها رو خوندیم..

محض رضای الله هیچی از اون سوال نداد.این کهبماند هیچی.تقصیر خودمبود.

خیلی خجالت زدم.بیا این که صفر.تکالیف هم که  میگه ندادی صفر.پروژه هام فقط کامله اونم خیلی بده 3.4.فکر کن این همه کار کن آخرشم اینجوری شه.اینبار واقعا خودم کردم.بهم گفته بودی... گوش نکردم.گفتی جزوه...گوش نکردم...گفته بودی دست من نیست...گوش نکردم...گفته بودی فردا نیای بگی شما کردید و...من گوش نکردم...

چوبشم میخورم 3.4 هفته دیگه...

مامان راست گفت.گفت نشستی بست توی یه مبحث اون یکی هارو نخوندی...بیا ...

نمیخواستم اینجوری شه!وقتی سوالارو دیدم هنگ کردم ...خیلی آسوون بود...اما من من.....خاک تو سرم شد.دلم میخواست نیای بابلا سرم نیبینی چه گندی زدم. نبینی... دلم میخواست گریه کنمخیلی خودم . نگه داشتم...

 بیا...اینم از این...ویبی و رو که خوب داده بودم . گرافیک و عالی .ریاضی خوب وای اینو چرا  گند زدم؟خدا؟حالادیگه بقیه اش مهم نی... چه خوب چه بد ...

دیگه راستی راستی حکم اخراج مو خودم امضا کردم.با سیستم با سی با ویبی با ....

دیگه نمیوتنم تو روت نگاه کنم...جدی می گم...نه بابا مثل اینکه واقعا ایجوریه ... باید اینجوری شه.از خیلی وقت پیش شروع به خوندن درسها کردم تا اینجوری نشه ... ریاضی ویبی سیستم اینقدر درگیر اینا شدم از این جا موندم...

برای اولین بار تا از در اومدمتو مامان گفت سلام ...گریه کردم...برای اولین بارتو بغلش گریه کردم...هی گفت هیسس چرا گریه میکنی؟ هی می گفتم مامان ...

مامانم گفتم کی مرده؟گفتم مامان  تموم شد..!( مامانم که همیشه منفی)( بادوست پسرت تموم کردی؟داری اینجوری گریه میکنی؟عیب نداره آشتی می کنید.)( من که روی این حرف حساس..!گفتم مامان امتحانم و بددادم...!تموم...دوست پسر چیه گور بابای هرچی ...)

دوستم کجابود..ایکاش رفیقی داشتم تا الان واسه اون گریه کنم نه امتحانم...

نمیتونستم جلو خودمو بگیرم....مامان یه لیوان آب داد...لیوانو تو دستم شکست...

اه اه اه اه اه...شت به این زندگی..

 آخه دوستی مثل منو میخوایید چیکار؟ هرچندمن که دوستتون نیستم...من دوست هیچ کس نبودم...

گفته بودی ... گفته بودی ... گفته بودی...

لعنت بر من ..حالا چیکار کنم...

اینم از دست گل امروز...

چقدر سخته که رفتن راه آخر شه..!!!!

اینکه الان آرومم...اشتباهاتم میبینم و می پذیرم....

همیشه بهت یه چیزی میدیوونم...

اونم ...

 

Pep30::::

 

+     ت   | 

آره خدایی خوشحالم شما رو دارم...قدرتونوخیلی میدونم...

اما ازیه روز خیلی می ترسم...

خیلی...!

اونم روزیه که ...!

...

When the world is darker than I can understand

When nothing turns out the way I planned

When the sky turns grey and there's no end in sight

When I can't sleep through the lonely night

I turn to you. Like a flower leaning toward the sun

I turn to you

'Cos you're the only one.
Who can turn me around

when I'm upside down.

I turn to you

When my insides are wracked with anxiety

When I need inspiration, when I need advice

Where would I be? What would I do?
If you'd never helped me through.

I hope someday if you've lost your way

You could turn to me like I turn to you

Chains of fate
Hold a fiery stride

I'll see you again when I die

We're Back Together On The Road It's Time To Fly

Some Want To Think Hope Is Lost

See Me Stand Alone

I Can't Do What Others May Want

Then I'll Have No Home

So For Now Wave Good-bye And Leave Your Hands Held High

In The Silence Of The Darkness, When All Are Fast Asleep,

I Live Inside A Dream, Calling To Your Spirit.

As A Sail Calls the Wind,

Hear the Angels Sing

And when you?re with me

The world just goes away

The way you show me that you
Adore me--oh,

Life has begun

 

+     ت   | 

جدا روز مادره ؟...؟

خیلی گریه کردم...!

مادر مهربانم سیاه پوشیده ام برای آرزوهای کوچکت برای چشمهای پر فروغت برای انگشتان مهربانت برای خانه ای که در ان قدم نزدی..برای چهره ای که هیچگاه زیارتش نکردم...

مادرم شاید سهم تو رفتن و رسیدن به خدا باشد و سهم من اشک وحسرت خوردن ...

دلم میخواست مثل بقیه از قصه هات بگم از بازی کردناتاز صدا کردنات...اما وقتی ندیدمت ... چی بگم؟

همش بایداز دوری بگم ..از همه؟

بدجوری دلم گرفته یه جور دلتنگیه غریب...هرچند همیشه به یادشون همینم...

وقتي مادري بميرد قسمتي از فرزندانش را با خود زير گل خواهد برد
ما بايد مادرانمان را دوست بداريم ...

از این مامانم درسته دل خوشی ندارم اما خدا رو شاهد میگیرم دلم نمیخواد هیچوقت ناراحت باشه..

غصه داشته باشه!گاهی وقتا واقعا میشینه درد و دل میکنه...جدیدا هم که خیلی بهمنزدیک شده..خیلی حرف میزنه )از خودش ( از گذشته اش..) به من نیاز داره...اما یه جورایی اصلا من باهاش راحت نیستم میفهمی که ؟ یه جوریم..؟بیخیال به روم نمییارم...چون به تو و حرفای تو ایمان دارم ...جدی میگم..

آخه به کدوووووووووم مادر کادو بدم؟

میدونی دیروز چی کار کردم؟رفتم خانهسالمندان و به مادرا و پدرا گل دادم... لب حوضشون نشتم اونقدر گریه کردم ... نگوووو..

 

حرف نیست...

دوباره به دیدنت می آیم....

امروز تمام پنجره ها را بیادت پاکتر می کنم

چون فردا ها کنار همیم...مادر

 

 

یادمه میگفتی تو نوشته هات همیشه ردپای مادر هست همه جا میشه حسش کرد..

رفیق این روزا خیلی داغونم... آخه چی میشد ... بابا منم دل دارم ...چرااینجوری شد...؟

چرا زندگی من اینجوری شده؟( میدونم الان میگی خودت ساختی ) اما من اینو نمی خواستم...

همه چیز دست به دست هم میده ... تا داغونت کنه... 1 تا اینجا وایسادم...2 اگه نبودی مطمئن باش منم نبودم...!خیلی دوست خوبی هستی...به خودت افتخار کن...که ما هم بهت افتخار میکنیم...

 دلم واسه مامانم تنگ شده ه ه ه ه ه ه.....

دلم واسه بابااااااااااام تنگ شده ه ه ه ه .....

اینو میتونی درک کنی...؟

تایادشون میفتم اشکم در میاد ...؟ چی کار کنم؟

عکسهای بابامو میبینم و ...می گم ای کاش از مامانم هم یه عکس داشتم... میدونی که ...!

نمی دونم چرا یه جورایی به کمکت احتیاج خیلی عجیبی داشتم... و نمی شد هم با کسی در میون گذاشت .. منو هم که میشناسی...غد غد غد...) مرغ نه ( وآخرم  هیچی نگفتم... آخرشم گندی زدم بیا و ببین...خودم که از خنده مرده بودم....اما بعدش ...!خیلی گریه کردم...تازگی ها هم که هیچی اشکمون دمه مشکمونه ... خلاصه ... میدونی با خودم عهد کردم  دیگه اذییتت نکنم... ناراحتت نکنم...نمیخوام ازم چیز بدی توخاطرت باشه...

میخوام یه چیزی بگم... چند وقت دیگه همه اینا میشه یادگاری .. و بعد به قول خودت میشینی میخندی البته شاید گریه کنی..اما گریه نکن ...!اما اینو بدون که بهترین رفیق براشی..!

نه مادری هست و نه پدری ...!

حال که تنها مانده ام ... خدا را که دارم

 

 دعا کن امتحانام و خوب بدم... به خدا خسته شدم...

دلم میخوادخدایی پاشم بعدامتحانا یه فص برم شمال و بیام...

بیخیال..

فردا نه پس فردا هم امتحان سی دارم...و سخته ه ه ... قاط زده مخم نا فرم...

در کل اگه اینجا دیدی ما فعل هامون و مفرد به کار بردیم ناراحت نشو...

 میدونم دیگه فردا باز قهر میکنید...

باز چرت و پرت گفتم ...اما چه شما میومدید اینجا چه نمی وومدید همین هارو مینوشتم...

فعلا ...!

 

 pep30::::

+     ت   | 

آغوش تو به غیر من به روی هیچکی وا نکن

منو از این دلخوشی ها ، آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودن کنارت تو بگو، به هر کجا پر می کشم

منو تو آغوشت بگیر، آغوشتو مقدسه

بوسیدنت برای من، تولد یک نفسه

چشمای مهربون تو منو به آتیش می کشه

نوازش دستای تو عادته ترکم نمی شه

چشمای مهربون تو منو به آتیش می کشه

نوازش دستای تو عادته ،ترکم نمی شه

فقط تو آغووووووش خودم دغدغه هاتو جا بذاااااااار

به پای عععععععععشق من بموووووووووووووووون هیچ کس و جای من نیاااار

مهر لباتو رو تن وووووو روی لب کسی نزن

فقط به من بووووووسه بزننننن به روح و جسم وووووو تن من

 

این آهنگ و خیلی خیلی دوست دارم...صدای ویلونش آدمو دیوونه میکنه!!!

...!

میفهمی؟

+     ت   |